آمار https://Witness.Report: آزاد: 609 آزاد به قید وثیقه: 1308 اعدام شده: 103 بازجویی شده: 914 بازداشت خانگی: 53 بازداشت موقت: 619 تبرئه شده: 39 تبعید شده: 25 خودکشی مشکوک: 5 دستگیر شده: 1820 ربوده شده: 3138 زندانی: 1040 شلیک به چشم: 43 فراری: 12 محکوم به اعدام: 128 مرگ مشکوک پس از آزادی: 34 مسموم شده با گاز شیمیایی: 4 مفقود الاثر: 1 نامشخص: 355 کشته شده: 589 کشته شده با شلیک مستقیم: 2419 کشته شده در زندان: 110 گم شده: 28 جمع کل: 13396 #زن_زندگی_آزادی #علیه_فراموشی

آمار https://Witness.Report:
آزاد: 609
آزاد به قید وثیقه: 1308
اعدام شده: 103
بازجویی شده: 914
بازداشت خانگی: 53
بازداشت موقت: 619
تبرئه شده: 39
تبعید شده: 25
خودکشی مشکوک: 5
دستگیر شده: 1820
ربوده شده: 3138
زندانی: 1040
شلیک به چشم: 43
فراری: 12
محکوم به اعدام: 128
مرگ مشکوک پس از آزادی: 34
مسموم شده با گاز شیمیایی: 4
مفقود الاثر: 1
نامشخص: 355
کشته شده: 589
کشته شده با شلیک مستقیم: 2419
کشته شده در زندان: 110
گم شده: 28
جمع کل: 13396
#زن_زندگی_آزادی #علیه_فراموشی

By Kevin

Kevin is a full-stack developer with over 15 years of experience in web development, specializing in PHP, MySQL, React.js, and Python. He has worked on projects in e-commerce, inventory management, and multilingual education, focusing on data migration, SEO, and intelligent automation. Beyond coding, Kevin is a passionate photographer, a jazz and rock music lover, and an avid birdwatcher. He is not a member of any political party but freely expresses his opinions and believes in Limitarianism.

You Missed

سال گذشته در چنین روزهایی، نشسته بودم و برای نوروز آماده می‌شدم. پیام تبریک می‌نوشتم، برای همکاران استرالیایی‌ام توضیح می‌دادم که نوروز چیست، چرا این‌قدر برای ما مهم است، و چطور با آمدن بهار در نیمکره شمالی، ما همزمان با طبیعت، حس تازه شدن را تجربه کرده ایم. اما امسال، به‌جای آن شوق، اندوهی سنگین بر دلم نشسته است. اندوهی که فقط از اتفاقات بیرونی نمی‌آید، بلکه از واکنش‌ها، از قضاوت‌ها و از آن چیزی که در میان مردم سرزمین مادری‌ام می‌بینم، ریشه می‌گیرد. برایم قابل درک نیست که چطور مرگ انسان‌ها، به‌خصوص کودکان، این‌گونه گزینشی اهمیت پیدا می‌کند. اینکه جان یک کودک، بسته به اینکه چه کسی او را کشته، ارزش‌گذاری شود، برایم دردناک و گیج‌کننده است. اینکه کودکی بی‌گناه، وقتی در اثر بمب و موشک آمریکا و اسرائیل کشته می‌شود، به سادگی در دسته «تلفات جنگی» قرار بگیرد، چیزی است که ذهن و دلم از پذیرش آن ناتوان است. شاید مسئله فقط خودِ این وقایع نیست، بلکه عادی شدن آن‌هاست. عادی شدن نفرت، عادی شدن دوگانه دیدن انسان‌ها، و عادی شدن بی‌حسی. در چنین فضایی، من خودم را عقب می‌کشم. نه از روی بی‌تفاوتی، بلکه از سر ناتوانی در همراهی با این حجم از تناقض و قضاوت. ترجیح می‌دهم تنها باشم تا اینکه بخواهم در گفتگوهایی شرکت کنم که در آن‌ها، انسان بودن به حاشیه رفته است. تقویم تغییر می‌کند، فصل عوض می‌شود. اما درون من، هیچ امیدی به فردای بهتر ایران نیست.