علیه_فراموشی

آمار https://Witness.Report: آزاد: 606 آزاد به قید وثیقه: 1261 اعدام شده: 103 بازجویی شده: 914 بازداشت خانگی: 53 بازداشت موقت: 532 تبرئه شده: 39 تبعید شده: 25 خودکشی مشکوک: 4 دستگیر شده: 1695 ربوده شده: 2926 زندانی: 1041 شلیک به چشم: 43 فراری: 13 محکوم به اعدام: 98 مرگ مشکوک پس از آزادی: 31 مسموم شده با گاز شیمیایی: 4 نامشخص: 367 کشته شده: 387 کشته شده با شلیک مستقیم: 1820 کشته شده در زندان: 95 گم شده: 24 جمع کل: 12081 #زن_زندگی_آزادی #علیه_فراموشی

آمار https://Witness.Report:
آزاد: 606
آزاد به قید وثیقه: 1261
اعدام شده: 103
بازجویی شده: 914
بازداشت خانگی: 53
بازداشت موقت: 532
تبرئه شده: 39
تبعید شده: 25
خودکشی مشکوک: 4
دستگیر شده: 1695
ربوده شده: 2926
زندانی: 1041
شلیک به چشم: 43
فراری: 13
محکوم به اعدام: 98
مرگ مشکوک پس از آزادی: 31
مسموم شده با گاز شیمیایی: 4
نامشخص: 367
کشته شده: 387
کشته شده با شلیک مستقیم: 1820
کشته شده در زندان: 95
گم شده: 24
جمع کل: 12081
#زن_زندگی_آزادی #علیه_فراموشی

آمار https://Witness.Report: آزاد: 603 آزاد به قید وثیقه: 1253 اعدام شده: 102 بازجویی شده: 916 بازداشت خانگی: 53 بازداشت موقت: 321 تبرئه شده: 39 تبعید شده: 24 خودکشی مشکوک: 4 دستگیر شده: 1604 ربوده شده: 2756 زندانی: 1035 شلیک به چشم: 42 فراری: 12 محکوم به اعدام: 94 مرگ مشکوک پس از آزادی: 31 مسموم شده با گاز شیمیایی: 4 نامشخص: 378 کشته شده: 371 کشته شده با شلیک مستقیم: 1510 کشته شده در زندان: 89 گم شده: 22 جمع کل: 11263 #زن_زندگی_آزادی #علیه_فراموشی

آمار https://Witness.Report:
آزاد: 603
آزاد به قید وثیقه: 1253
اعدام شده: 102
بازجویی شده: 916
بازداشت خانگی: 53
بازداشت موقت: 321
تبرئه شده: 39
تبعید شده: 24
خودکشی مشکوک: 4
دستگیر شده: 1604
ربوده شده: 2756
زندانی: 1035
شلیک به چشم: 42
فراری: 12
محکوم به اعدام: 94
مرگ مشکوک پس از آزادی: 31
مسموم شده با گاز شیمیایی: 4
نامشخص: 378
کشته شده: 371
کشته شده با شلیک مستقیم: 1510
کشته شده در زندان: 89
گم شده: 22
جمع کل: 11263
#زن_زندگی_آزادی #علیه_فراموشی

You Missed

این پنجاه روز را با زخمی باز بر دل، شانه‌به‌شانه #داوطلبانی از گوشه‌وکنار جهان گذراندم؛ درگیر کاری که از روزهای پس از #مهسا_امینی جان گرفت. در این چهل‌وچند روز، لحظه‌ هایی بود که تا مرز فروپاشی رفتم؛ آن‌قدر نزدیک به تهی‌شدن که نفس کشیدن هم دشوار می‌شد. پیامی از مادری می‌رسید که نوجوانش را #کشتند و تنها خواهشش این بود: «عکس و فیلم بچه‌ام را منتشر کنید.» یا خواهری و برادری که فقط می‌خواستند نام عزیز بازداشتی‌ شان جایی #ثبت شود؛ که #جهان بداند او هست، روزگاری آزاد بوده، زندگی کرده و اکنون در بند است. این پروژه با دستان خالی اما دل‌های پر پیش رفت؛ با وقت و پول اندکی که داوطلب‌ها از زندگی‌شان بریدند و آوردند. بی‌پشتوانه‌ ی صاحبان قدرت و سرمایه، چون قرار نبود #تریبون کسی شود یا نامی را بزرگ کند؛ فقط می‌خواست حقیقت را بی‌پرده نگه دارد. همه‌ی این دردها مرا نشکست. اما دیدنِ کسی که در سرزمینی آزاد، تصویر دیکتاتور مرده ای چون #رضا_شاه را بالا می‌گیرد و در همان هوایی که آزادی بیان به او مجال داده، از ستایش یک مستبد مرده می‌گوید؛ #مستبد ی که ایران را تا لب پرتگاه برد… همان‌جا بود که اشک، بی‌اختیار و به پهنای صورتم جاری شد. نه از خستگی؛ از حسرتِ #فهم_گمشده چه‌قدر کوچک شده‌ایم که از « #زن_زندگی_آزادی » به تشویق سایه‌های پوسیده رسیده‌ایم. انگار راه را گم کرده‌ایم و در تاریکی، به جای نبرد برای آزادی برای گذشته دست می‌زنیم؛ گذشته‌ای که بوی #زنجیر می‌دهد. دلم پر است؛ از غم، از اندوه، از غربتی که میان خودمان افتاده است. #ادلید غروب ۱۴ فوریه سال خون؛ ۲۰۲۶