ظرفیت

نامه سرگشاده به کارکنان شبکه ایران اینترنشنال قسمت دوم با این حال، مسئله اصلی برای من نه صرفاً منبع پول، بلکه نحوه خرج شدن آن در تولید محتواست. عملکرد شبکه شما در سال های اخیر، به شکلی آشکار #یک_سویه، جهت دار و سیاسی بوده است. این رویکرد، با وجود بهره مندی از نیروهای باسابقه و توانمند، نه تنها قابل توجیه نیست، بلکه نشانه ای از #هدررفت آگاهانه #ظرفیت حرفه ای شماست. به طور اتفاقی و در شرایطی کاملاً روزمره، برای مدتی ناچار به تماشای برنامه های شبکه شما شدم. آنچه دیدم، رسانه ای بود که عملاً به تریبونی ثابت برای یک جریان سیاسی خاص تبدیل شده است. تکرار چهره ها، شعارها و پیام ها، و #حذف_سیستماتیک صداهای #ناهمسو، بیش از آنکه به یک شبکه خبری شباهت داشته باشد، یادآور رسانه های حزبی و تبلیغاتی بود. خطاب من در این نامه، نه مدیریت کلان، بلکه شما #کارکنان و #روزنامه_نگارانی هستید که آگاهانه یا ناآگاهانه در این روند مشارکت دارید. پرسش روشن است: آیا خود را خبرنگار می دانید یا مجری یک پروژه سیاسی؟ آیا قرار است نقش ناظر و پرسشگر قدرت را ایفا کنید، یا صرفاً بازتولیدکننده پیام قدرت های جایگزین باشید؟ چرا توان، دانش و تجربه حرفه ای خود را صرف #سانسور بخش قابل توجهی از جامعه ایران می کنید؟ چرا به جای تقویت گفت وگو، #تکثر و #چندصدایی، جامعه ای زخم خورده و متکثر را به سمت تک صدایی و تمرکز بر یک فرد یا روایت خاص سوق می دهید؟ این انتخاب، آگاهانه یا از سر مصلحت، در هر دو حالت مسئولیت اخلاقی سنگینی به همراه دارد. شاید بد نباشد زمانی که هیجان فضای کاری فروکش می کند و فشارهای بیرونی کمتر می شود، این پرسش ها را با خودتان مرور کنید. نه برای پاسخ دادن به من، بلکه برای پاسخ دادن به وجدانی که قرار بوده روزی اساس انتخاب حرفه روزنامه نگاری شما باشد.

نامه سرگشاده به کارکنان شبکه ایران اینترنشنال قسمت دوم

با این حال، مسئله اصلی برای من نه صرفاً منبع پول، بلکه نحوه خرج شدن آن در تولید محتواست. عملکرد شبکه شما در سال های اخیر، به شکلی آشکار #یک_سویه، جهت دار و سیاسی بوده است. این رویکرد، با وجود بهره مندی از نیروهای باسابقه و توانمند، نه تنها قابل توجیه نیست، بلکه نشانه ای از #هدررفت آگاهانه #ظرفیت حرفه ای شماست.
به طور اتفاقی و در شرایطی کاملاً روزمره، برای مدتی ناچار به تماشای برنامه های شبکه شما شدم. آنچه دیدم، رسانه ای بود که عملاً به تریبونی ثابت برای یک جریان سیاسی خاص تبدیل شده است. تکرار چهره ها، شعارها و پیام ها، و #حذف_سیستماتیک صداهای #ناهمسو، بیش از آنکه به یک شبکه خبری شباهت داشته باشد، یادآور رسانه های حزبی و تبلیغاتی بود.
خطاب من در این نامه، نه مدیریت کلان، بلکه شما #کارکنان و #روزنامه_نگارانی هستید که آگاهانه یا ناآگاهانه در این روند مشارکت دارید. پرسش روشن است: آیا خود را خبرنگار می دانید یا مجری یک پروژه سیاسی؟ آیا قرار است نقش ناظر و پرسشگر قدرت را ایفا کنید، یا صرفاً بازتولیدکننده پیام قدرت های جایگزین باشید؟
چرا توان، دانش و تجربه حرفه ای خود را صرف #سانسور بخش قابل توجهی از جامعه ایران می کنید؟ چرا به جای تقویت گفت وگو، #تکثر و #چندصدایی، جامعه ای زخم خورده و متکثر را به سمت تک صدایی و تمرکز بر یک فرد یا روایت خاص سوق می دهید؟ این انتخاب، آگاهانه یا از سر مصلحت، در هر دو حالت مسئولیت اخلاقی سنگینی به همراه دارد.
شاید بد نباشد زمانی که هیجان فضای کاری فروکش می کند و فشارهای بیرونی کمتر می شود، این پرسش ها را با خودتان مرور کنید. نه برای پاسخ دادن به من، بلکه برای پاسخ دادن به وجدانی که قرار بوده روزی اساس انتخاب حرفه روزنامه نگاری شما باشد.

You Missed