مارس 2025

از پشت شیشه علامت دادم فیلم بگیرم ازتون،؟ گفتن باشه، بعد مثل #مجسمه ایستادن که عکسشون رو بگیرم، برای من حرکت دستاشون مهم بود، ولی خب باشه 🌏 😄

از پشت شیشه علامت دادم فیلم بگیرم ازتون،؟ گفتن باشه، بعد مثل #مجسمه ایستادن که عکسشون رو بگیرم، برای من حرکت دستاشون مهم بود، ولی خب باشه 🌏 😄

با تنظیمات تقویم من و محاسبه اختلاف ساعت، سال تحویل ایران که تو خیابون بودیم و متوجه نشدیم تا اعضای خانواده زنگ زدن و خبردار شدیم! گفتیم کباب بزنیم شب عیدی که یه وخ از سنت ها دور نشیم😅

با تنظیمات تقویم من و محاسبه اختلاف ساعت، سال تحویل ایران که تو خیابون بودیم و متوجه نشدیم تا اعضای خانواده زنگ زدن و خبردار شدیم! گفتیم کباب بزنیم شب عیدی که یه وخ از سنت ها دور نشیم😅

تو بلبشو خبرهای ایران و امریکا ، میون خواب و بیدار یک دوست قدیمی زنگ زد و ماجراش و یکی از این عمه های پولدار که تو قصه ها شنیدیم تعریف کرد. تا صبح خواب چرت و پرت دیدم، اگر حداقل سیگار می کشید این دوستم، می گفتم رو دراگه و تو ابرا! 🤯

تو بلبشو خبرهای ایران و امریکا ، میون خواب و بیدار یک دوست قدیمی زنگ زد و ماجراش و یکی از این عمه های پولدار که تو قصه ها شنیدیم تعریف کرد. تا صبح خواب چرت و پرت دیدم، اگر حداقل سیگار می کشید این دوستم، می گفتم رو دراگه و تو ابرا! 🤯

تو انبوه خبرهای بد، نهایی شدن قرارداد #صلح #آذربایجان و #ارمنستان، خبر بسیار خوبی بود، امیدوارم دیگه جونهای دو طرف کشته نشن و مردم اون منطقه به آرامش برسن. #تعصب #غرور #مذهب

تو انبوه خبرهای بد، نهایی شدن قرارداد #صلح #آذربایجان و #ارمنستان، خبر بسیار خوبی بود، امیدوارم دیگه جونهای دو طرف کشته نشن و مردم اون منطقه به آرامش برسن.
#تعصب #غرور #مذهب

سر فرصت براتون می نویسم که چجوری میشه حتی با داشتن دبیت کارتهای بین المللی از دو تا موسسه معتبر مثل #wise و #Revoult ، سر یک خرید کوچولو گیر بیافتید. #ویزاکارت #مسترکارت #اقیانوسیه #آسیا #سیاست

سر فرصت براتون می نویسم که چجوری میشه حتی با داشتن دبیت کارتهای بین المللی از دو تا موسسه معتبر مثل #wise و #Revoult ، سر یک خرید کوچولو گیر بیافتید.
#ویزاکارت #مسترکارت #اقیانوسیه #آسیا
#سیاست

سه روز #تعطیل (لانگ ویکند) وضعیت خوابم همش بدتر شده، بعد مدتها اومدم #باشگاه و در ۳۰ دقیقه همه توانم تمام شد. یک مرحله گوربابای دنیا و #میخواهم_زنده_بمانم کوتاه نیاز دارم گویا

سه روز #تعطیل (لانگ ویکند) وضعیت خوابم همش بدتر شده، بعد مدتها اومدم #باشگاه و در ۳۰ دقیقه همه توانم تمام شد.

یک مرحله گوربابای دنیا و
#میخواهم_زنده_بمانم کوتاه نیاز دارم گویا

#ترامپ نسخه انگلیسی زبان #مموتی یا همان جنایتکار و دروغگوی بزرگ #محمود_احمدی_نژاد است. انقدر مرتب #دروغ می گوید تا افکار عمومی را حسابی مشغول و پشت سر کارهایش را آسان تر جلو ببرد. اخیرا در کنگره ادعا کرد میلیون ها دلار برای پروژه transgender mice که در واقع transgenic mice است هزینه شده و جالب تر رسانه هایی که عینا حرفهای این #شیاد را قرقره کردند و بنظر خودشان موضوع جالبی برای مخاطبان خود یافته اند. احمق نباشیم، این شیاد پی #نجات هیچکس و هیچ چیز نیست، نه ناجی مردم ایران است نه ناجی مردم امریکا، او ناجی #اولیگارش های روس و امریکایی و البته ایرانی است.

#ترامپ نسخه انگلیسی زبان #مموتی یا همان جنایتکار و دروغگوی بزرگ #محمود_احمدی_نژاد است. انقدر مرتب #دروغ می گوید تا افکار عمومی را حسابی مشغول و پشت سر کارهایش را آسان تر جلو ببرد.

اخیرا در کنگره ادعا کرد میلیون ها دلار برای پروژه
transgender mice
که در واقع
transgenic mice
است هزینه شده و جالب تر رسانه هایی که عینا حرفهای این #شیاد را قرقره کردند و بنظر خودشان موضوع جالبی برای مخاطبان خود یافته اند.

احمق نباشیم، این شیاد پی #نجات هیچکس و هیچ چیز نیست، نه ناجی مردم ایران است نه ناجی مردم امریکا، او ناجی #اولیگارش های روس و امریکایی و البته ایرانی است.

You Missed

سال گذشته در چنین روزهایی، نشسته بودم و برای نوروز آماده می‌شدم. پیام تبریک می‌نوشتم، برای همکاران استرالیایی‌ام توضیح می‌دادم که نوروز چیست، چرا این‌قدر برای ما مهم است، و چطور با آمدن بهار در نیمکره شمالی، ما همزمان با طبیعت، حس تازه شدن را تجربه کرده ایم. اما امسال، به‌جای آن شوق، اندوهی سنگین بر دلم نشسته است. اندوهی که فقط از اتفاقات بیرونی نمی‌آید، بلکه از واکنش‌ها، از قضاوت‌ها و از آن چیزی که در میان مردم سرزمین مادری‌ام می‌بینم، ریشه می‌گیرد. برایم قابل درک نیست که چطور مرگ انسان‌ها، به‌خصوص کودکان، این‌گونه گزینشی اهمیت پیدا می‌کند. اینکه جان یک کودک، بسته به اینکه چه کسی او را کشته، ارزش‌گذاری شود، برایم دردناک و گیج‌کننده است. اینکه کودکی بی‌گناه، وقتی در اثر بمب و موشک آمریکا و اسرائیل کشته می‌شود، به سادگی در دسته «تلفات جنگی» قرار بگیرد، چیزی است که ذهن و دلم از پذیرش آن ناتوان است. شاید مسئله فقط خودِ این وقایع نیست، بلکه عادی شدن آن‌هاست. عادی شدن نفرت، عادی شدن دوگانه دیدن انسان‌ها، و عادی شدن بی‌حسی. در چنین فضایی، من خودم را عقب می‌کشم. نه از روی بی‌تفاوتی، بلکه از سر ناتوانی در همراهی با این حجم از تناقض و قضاوت. ترجیح می‌دهم تنها باشم تا اینکه بخواهم در گفتگوهایی شرکت کنم که در آن‌ها، انسان بودن به حاشیه رفته است. تقویم تغییر می‌کند، فصل عوض می‌شود. اما درون من، هیچ امیدی به فردای بهتر ایران نیست.